شمارهٔ ۲۶۵ امیر پازواری
زَمونه مرهْ هَرْدَمْ کشاکَشْ بویی
گاهی به خشی، گاهی به ناخشْ بویی
امیر گنه: تا کَیْ فلکْ ره خشْ بویی
منْ زندومهْ مه جانْ دیگرِ کَشْ بویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
زمانه هر دم با من در گیرودار است / گاهی با خوشی و گاهی با ناخوشی است امیر میگوید: تا کی فلک را خوش میآید / که من زنده باشم و جانانم در برِ (آغوش) دیگری باشد؟