نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

اَمیر گِنِهْ: مِهْ دُورْ بَرِ سییِهْ آخِرْ

تَرْسِمْ اَجِلِ تیغْ حِوٰالِهْ بُو مِهْ سَرْ

قَفِسْ اِشْکِنِهْ مِرْغِ دِلْ، جٰا کِنِّهْ پَرْ

مِنِهْ نَئی رُوزْ، کی بِکَشِهْ جِفٰا تِرْ؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: دوران زندگیم به پایان رسید / می‌ترسم که حواله‌ی تیغ اجل، بر سر من باشد مرغ دل قفس می‌شکند، از جای خود پرواز می‌کند / روزی که من نباشم، چه کسی تیر جفای تو را آماج می‌شود؟