شمارهٔ ۲۸۳ امیر پازواری
امیر گنه: حَیرونمهْ، نیه حیاتی
دَندونْ صدف و دیمْ گلْ و لُو نواتی
مشکینْ کَمنْ ره یاسمن شه دْپاتی
حوری وَشْ مره خوشْ به دَنی نواتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: سرگردانم از اینکه عمری نمانده / دندان تو صدف، صورت تو چون گل و لبت نبات است کمند مشکین را (بر روی) یاسمن پاشیدی (فروهشتی) / وای حوریوش، خوب مرا در زندگی نواختهای