شمارهٔ ۴ امیر پازواری
صِرٰاحی گِرْدِنْ مُونِنْدِ مٰاهِهْ کیجٰا
گِرْدِنْ یَخِهْپُوشْ وُ بیقِبٰاهِهْ کیجٰا
سِرِهْ مِجِنِهْ چی سَرْ بِرٰاهِهْ کیجٰا
عٰاشِقْ کِشِهْ وی (وِهْ) خُودِشْ گِوٰاهِهْ کیجٰا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دختر گردن صراحی، مانند ماه است / با گردن یقه پوشیده، بدون قبا است، دختر در خانه که راه میرود متین و سر بهراه است، دختر / عاشقکش است و خودش بر آن گواه است، دختر