شمارهٔ ۶ امیر پازواری
واهْ کاکِلْ مشکین به گردِ عِذارکِت
چون من کشته پشته هر پلی هزارکتْ
سیم پلّهْ ره گرْبَزْه پیچ و تارکتْ
دوُمِ نظرِ عشق به ته لو، طرارکتْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
وای که زلف مشکین به گرد رخسارهات افشانده شده / به هر سو هزار پشته کشته چون من به خاک افتاده (فرو افتاده) جعد سیمین زلف را گره زدهای، به پیچ و تاب افتاده /ای طرّار! لب تو دام نظر عشق شده است.