شمارهٔ ۴۴ امیر پازواری
سَرْرِهْبَشِسّی، لَچکْ رِهْ هاکِرْدی لَسْ
ته لَسْ لچَکی دا، بَمِرْدْبُونْ هزار کَسْ
امیر گِنِهْ: گَوْرْ وَچِهْ، کافری کَسْ!
که کِرْدی مِنا یاری، اِساگنی وَسْ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سر را شستی و لچک را سست (شل) بستهای / هزار کس از داغ آن لچک شل بسته، فدا شدهاند امیر میگوید:ای گبرزاده وای که کافر کیشی! کی مرا یاری کردی که اکنون میگویی بس است؟