شمارهٔ ۴۹ امیر پازواری
امیر گنه: مه سوُته دِلْ ته جَفاکَشْ
کانِ غَمْ واِلَمِه، مکانِ آتَشْ
ته مهرهْورزی رِهْ وِسِهْ مه دِلِ تَشْ
ننه غَمِهْ که شُو وُ روزْ دارْمِهْ نالَشْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: دل سوختهی من جفاکش توست / کان غم و الم و جایگاه آتش است دل آتشناک من خواستار مهرورزی توست (دل آتشین من شایستهی مهرورزی توست) / برای غم توست که شب و روز زار و نالانم