شمارهٔ ۵۴ امیر پازواری
«چلو»، خِشِهْ که هَر دمْ دئیرهْ وارشْ
«وسّا» خِشِهْ که هر دم دووئه گالِشْ
آمل خِشِهْ که خو وُ سَرین وُ بالِشْ
شونّی «خِشِه واشْ»، مَسًه چَشوُنِ هارِشْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در چلاو چه نیکوست که هر دم باران ببارد / در آسا چه نیکوست که گاوبان از گاوش نگهداری کند در منگل بستر و بالش برای آرامش چه نیکوست / بیا به خوشواش و (دارندهی) چشمان مست را تماشا کن