شمارهٔ ۵۶ امیر پازواری
امیر گِنِهْ:ای گُوهِرْ، منه پَریوَشْ
اَرْمُونْ دارمهْ تِهْ لُورهْ دَچینمْ شِه خِشْ
ته خَنْجِرْ بِدَسْتی وُ خجیرهْ مَهْوَشْ
منْ جانْرِهْ نثار کمّه، برو منه کش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید:ای گوهر پریوش من! / آرزو دارم که بوسهام را بر لب تو بچینم تو خنجر به دستی و مهوش زیبایی / بیا به نزد من، جانم را نثار تو میکنم