نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ امیر پازواری

امیر پازواری / دوبیتی‌ها

سیاهی سَرْ، خطْ اَلِفِهْ ته زِلْفْ

یک روزْ نَدیینْ، صد هزار حقِهْ ته زلْفْ

سیاهی، شُوی تار و تاریکِهْ ته زلفْ

هرْ کُوچه گِذِرْ کِمّهْ رَفیقْهْ ته زلفْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امروز گل نوبر را در باغ تو دیدم / بسی داغ بر سر دل مسکین خود انباشتم من مانند بلبل در باغ گل تو زاری می‌کنم / برای فُرقت تو، داغ بر روی داغ دل نهادم