شمارهٔ ۶۲ امیر پازواری
امیر گِنِهْ: که دارْمِهْ هِوایِ ته عِشْقْ
دلْ دارمه هزارْ داغ به سودایِ ته عِشْقْ
هِدا مه شِه جانْرِهْ به بهایِ ته عِشْقْ
کار کِمّه به جان وُ دِلْ رضایِ ته عِشْقْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: هوای عشق تو را بر سر دارم/ دلی با هزار داغ به سودای عشق تو دارم جان خود را به بهای عشق تو دادهام / با جان و دل برای خشنودی تو کار میکنم