شمارهٔ ۱۰۲ امیر پازواری
هندیمه مَسّه تُرکچشْ و سری من
قربون شُومّه ته قَدّره سر تا به پی من
ای گلْ دسته ته مهره ورزمْ تا کی من؟
به ملکِ عَدْمْ شُومّه در آرزی من
سی وار بَوتمهْ ته چیره خجیره زی من
عاشقِ ته چیرُومهْ سر تا به پی من
اونْ جان که یکی دارمه گر دارم سی من
هاکرد بَووُنم، مَسّه چشِ فدی من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غلام (هندوی) سر و چشم ترکمست هستم / فدای سر تا پای قامت تو میشوم ای دستهی گل! تاکی به تو مهر بورزم؟ / در آرزوی تو، به دیار عدم میروم بارها گفتم: روی تو برایم زیباست / من سر تا به پا، عاشق چهرهی تو هستم جانی که دارم اگر چندین (سی) برابر میداشتم / فدای چشم مست تو میکردم