شمارهٔ ۱۱۲ امیر پازواری
خوبونْ به گلُو، گردْ مشکْ ره بَریتنْ
یا آیینهیِ دیمْ نقشها بگیتنْ
یا عَنبره که آوردنْ از راهْ ریتنْ
یا تقلیدْ به ماه کرده، گلاله بیتنْ
بس فَتْنوئه باقی، د نرگسْ انگیتن
ته چاچی کَمونْ، هر د گوشه بَئیتنْ
تا شه د بلاره به تفاقْ دپیتن
پشته پشته کشته به هر گوشه ریتنْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خوبان (زیبایان) به گلاب گَرد مشک ریختهاند / یا روی آیینه را نقشها و نگارها گرفتهاند یا عنبر است که از راه آورده و افشانده است / یا به ماه تقلید کردهاند و گلاله بیختهاند بسیاری از فتنهی برانگیخته دو نرگس تو باقی است / هر دو گوشهی چاچی کمان تو، آنها را فرا گرفتهاند تا تو دو بلای خود را به اتفاق (باهم) پیچیدهای / پشته، پشته، کشته به هر گوشهای فرو ریختهاند