شمارهٔ ۱۱۵ امیر پازواری
اونْ، مار (محل) که عین ره زیر دال کشیین،
ماه و مشتری ره به خیال کشیین،
تا صورتگرون نقشِ خیال کشیین،
ایی به سر قمر، هلال کشیین،
دوست یک الف ره به دال کشیین،
د جیم و یکی میم ره خیال کشیین،
دوست مییون خط ره به دال کشیین،
ایزد بکت کی تونه این حال کشیین.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آنگاه که عین را به زیر دال میکشیدند / ماه و مشتری را تخیّلی (خیالانگیز) میکشیدند آنگاه که نگارگران نقش خیالانگیز تو را میکشیدند / و باز هم بر بالای قمر هلالی میکشیدند آنگاه که الف دوست را به دو دال میکشیدند، / دو جیم و یک میم را به خیال میکشیدند. خط میان دوست را به دال میکشیدند / جز خداوند چه کسی میتوانست به این کیفیت بکشد؟