نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

تا منه تن به جیر لحد نپاهو،

تا گوشت بریزه، هسّکا جه جدا بو،

اون سبزه که مه خاک سر هو رستا بو،

ز اون سبزه که ته پا زدن ور خشکا بو،

اون بار که سرافیل صور به دمِ بِشتٰابو،

گوئن جمله خلق یک‌بارگی فنا بو،

دیگر بِدَمهْ مردهْ، چه زنده‌ها بو،

به قولِ خدا روز حساب و کتا بو،

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

تا کالبدم در زیر لحد نپوسد (پناه گیرد) / تا گوشتم بریزد و از استخوانم جدا شود آن سبزه که بر سر خاکم بروید (قد علم کند)، / آن سبزه که با لگدکوبی تو خشک می‌شود، آن‌گاه که اسرافیل دم به شیپور خود بنهد، / گویند که همه آفریدگان یک‌باره مرده‌اند، دگر بار بدمد و چون مرده‌ها زنده شوند / به‌قول خداوند، روز حساب و کتاب خواهد بود