شمارهٔ ۱۳۱ امیر پازواری
اندی که خُوره، تهْ دلْ به مهْ کنار بو!
اَندی که خُور دَرْ بهْ، ته قلمْ بکار بو!
اشتر به قطار و زر تنه خروٰار بو!
ز انشالّا دولتْ به ته، همیشه یار بو!
چرخ و فلک گردشْ، تنه مدار بو!
ته دولت به بالا، به خرشید همکار بو!
تا پشت ماهی، گو شو و روز سوار بو
تا اون روزْ به ظاهر، تنه گیر و دار بو!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
تا آنگاه که خورشید برپاست، دل تو در کنار من باد (باشد)! / آنقدر که خورشید میدمد، خامهی تو به کار (فرمانده) باد (باشد)! اشتر به قطار و زر تو به خروار باد (باشد) / اگر خدا بخواهد، دولت و دارایی همواره یار تو باشد (باد) گردش چرخ و فلک به گردش گاه تو بگردد! / دولت و مکنت تو در اوج آسمانها با خورشید همکار باد! تا گاوگردون، شب و روز بر پشت ماهی سوار است / تا آنروز گیر و دار تو، آشکارا باد!