نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

لام و جیم و کاف رهْ مُشتری بسیارهْ

کیجا سَرْگردُونْ بَکردی تهْ اِمارهْ

یعقوب‌صفت دیدْگونْ منهْ خینْ‌وارهْ

مرهْ یُوسفِ پیراهَنْ یادْگارهْ

حسن و حسین، هر دْ عَرْشِ گوش‌وارهْ

اَزْ دَسِّ فلکْ جُومهْ بَکرْدبونْ پارهْ

شاه دریاوار، ته کرم بیشمارهْ

کرم بکنْ که بَندهْ امیدْوٰارهْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

لام «ل» و جیم «ج» و کاف «ک» تو را خریدار بسیار است / دخترا! تو ما را سرگردان کردی دیدگان من یعقوب‌وار خون می‌بارد / مرا پیراهن یوسف یادگار است حسن و حسین، هر دو گوش‌واره‌ی عرشند / از دست فلک جامه خویش را چاک کرده اند ای شاه! دریابار (دریاوار)، بخشش تو بی‌شمار است / کرم کن که بنده به تو امیدوار است