نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

خین شَمّهْ به شه دیده، مثال جوره

رنگْ کنّهْ، گِل و سَنگِ سواده کوره

یا که شاهِ خوبون ایرون و توره

امیر کشته‌یِ دوسّهْ کمونْ هر سوره

لو شکّره یا شربته یا طهوره؟

یا اویِ حیاتِ اینْدلِ مهجوره

یا لَعْلِ بدخشونه، بلاقصوره

خراجِ خزانه‌یِ شَهِ فغفوره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

از دیده‌ام مانند جویبار اشک خونین می‌ریزم / که گِل و سنگ سوادکوه را رنگین می‌کند (رنگ می‌زند) یا که چون شاه خوبان ایران و توران است / امیر از هر کشته‌ی کمان ابروی دوست است لب شکر است یا شربت و یا شراب طهور است؟ / یا آب زندگی جاودانه‌ی این دل دورافتاده است یا لعل بدخشان است که درماندگی و سستی نمی‌پذیرد / [و یا برابر] خراج خزانه پادشاه چین است