نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

یار دارمه یکی میون ونه قمچیه

هر کی اُونطور یارْ دارنهْ، ونهْ غَمْ چیه؟

بالا سُورسُون و میونْ تنه قمچیه

چون تو غم‌گذار (غم‌گسار) دارمه، منه غم چیه؟

هر کسْ که تنه باغِ گل ره بَچّیهْ،

ته وَرْ سَرْ نَدابُو، وی سَگِ مَچّیهْ

نَشکُفته گِلْ غَنچهْ، مه دلْ واریه

آرزوی مه دوستْ نَدوُمّه به چیه؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

یاری دارم که کمرش چون تازیانه باریک است / هر کس آن‌گونه یار داشته باشد، دیگر غم او چیست؟ یارا، بالایت سروآسا و کمرت چون تازیانه است / غم‌گساری چون تو دارم، غم من از چیست؟ هر کس که گل باغ تو را چیده باشد / اگر سر را (فدا) برای تو نداده باشد، همتای سگ است غنچه‌ی گل نشکفته مانند دل من است / نمی‌دانم آرزوی دوست من به چه چیز است؟