شمارهٔ ۱۸۵ امیر پازواری
امیر گنه: عاشقمه خجیره چیره
اُونْ ماهْ، به زبُونْ هرگزْمه نُوم نئیره
دِ خشْ تمنّا دارمه ته مونگه چیره
خاره بَوْ دِ خشِ یا سهْ اوّلْ، به میره
بدیمه یکی چیره، خجیره، چیره
دیدارْ گوهری بیهْ و زبُونْ، امیره
هر کس که تنه نوم ره زبُونْ شه گیره
دعا خُومّه هَرْ دَمْ به هزارْ تَکبیرهْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: عاشق زیبا چهرهای هستم / عاشق آن ماهوشی که هرگز نام مرا بر زبان نمیآورد دو بوسه از چهرهی ماهوش تو تمنّا دارم / در آغاز بگو به میر (امیر) که دو بوسه خوب است یا سه بوسه چهرهای دیدم، چهرهای زیبا / دیدارش مانند گوهر بود و زبانش مانند امیر هر کس که نام تو را بر زبان بیاورد / با هزار الله اکبر گفتن، برایش دعا میخوانم