نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۰ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

ای دَخْنهْ آهو، وَرهْ رهْ وَرْ گیرهْ

مشکِ تَر وُ کٰافُورْ ره برابر گیره

شقایقْ خُوشهْ پاره حنٰا بئیره

زَمُونهْ جوُونی ره آیی سَرْ گیره

خال و خَطْ خجیره، ته خجیرهْ چیره

این شَهرْ پرْکَسْ ته خال و خَطّ وَرْ میره

هر که زندگانی کنهْ وا نَخچیره

وی باغه کنارْ چَرهْ، نَخچیرْ ره گیره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

باز آهو، زائوی ده روزه، برّه را دربرگرفته / مشک تازه و کافور را برابر هم نهاده شقایق پای خود را حنا بسته / و زمانه بار دیگر جوانی را از سر گرفته است (بهار شد) ای زیباچهره، خط و خال تو زیباست / و کسان بسیاری در این شهر برای‌زیبایی خط و خال تو جان می‌سپارند هر کس برای شکار زندگی کند / در کنار باغ می‌چَرَد و شکار را گرفتار می‌کند