نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

دلْ دارْمه یکی، دارْنه تنه هوایی

چشْ دارمه یکی، دایمْ به اَندوه هٰایی

ته واستره خون شونه مه دیده هایی

ته واستره مه سینه ره تَشْ درآیی

آتشه منه سینه گتنْ نَشایی

اُو وینه تنهْ لُو که تَشْ ره میرایی

ته خنده‌لو دارْنهْ مَرهم زخمایی

مرهم وینه ته لُو که کشهْ تَشْهایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

دلی دارم که هوای تو را دارد / چشمی دارم که دایم پر از اندوه است برای تست که از چشمانم خون روان می‌شود / برای تست که از سینه‌ام، آتش زبانه می‌کشد در سینه‌ام آتشی است که نمی‌شود بیان کرد / آب از لب تو می‌باید تا آتش را بمیراند (خاموش کند) خنده‌ی لب تو مرهم زخم‌ها است / مرهم لب تو باید تا آتش‌ها را خاموش کند (بکشد)