نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

سامِ نیرمْ زال و رستم، کونه گودرز کَیْ؟

بَورینْ شیشه ره که پربَوُو تشین مَیْ

فرامَرزْ کو و سهرابْ کو و اَسبِ وَیْ

بُرزو کو، همه شونْ بُورْدنهْ پیاپَیْ

ایدوستْ برو تو با یکی شیشه‌ی مَیْ

تو می‌بَخری، منْ ایشمْ تی چیرهْ هَیْ

ته دَرْ احتیاجْ دارنْ صَدْ حاتمِ طَیْ

خُورْ شرمسارِ تهْ مُونگهْ دیمهْ پیاپَیْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سام نیرم، زال و رستم و گودرز و کی کو؟ (کجایند؟) / غباد و جمشید جم و کی کاووس کو؟ (کجایند؟) فرامرز کو، سهراب و اسب وی کو؟ / برزو کو، همه‌ی آنان پیاپی از جهان رفتند ای دوست با یک شیشه‌ی می‌بیا! / که تو می‌بنوشی و من چهره‌ی (می آلود) تو را تماشا کنم صد حاتم طایی (در جوان‌مردی) نیازمند درگاه تو هستند / خورشید پی در پی شرمسار از چهره‌ی ماه‌وش تست سام نیرم، زال و رستم کو و کو گودرز کی؟ کو غباد (قباد) و گو چه شد جمشید و کو کاووس کی؟ کو فرامرز و چه شد سهراب و کو آن اسب وی؟ کو دگر برزو همه رفتند هر یک پی به پی هان بیا‌ای دوست نزد من تو با یک جام می تو بنوشی، من به چهرت بنگرم‌ای نیک پی آستانت را بود محتاج صد کس هم‌چو طی خور بود شرمنده از روی مه تو پی به پی