نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

دُوسْ‌رِهْ شیرِ نازْ دیمه چِشمِ کنار مَسْ

اَدی شیرِ نردیمه تختِ سَرْ هُووَسْ

به مهْد اَندرونْ دیمه چِهْ سُورپییونْ خِسْ

دِ پنج و چاهارْ، دلْ‌رِهْ بِدامه شِهْ دَسْ

خِشْ وینه دوستِ هر چش کنارْ شَسْ

پنجاهْ وینه چاچی بِرفه رِهْ هَدیوَسْ

سی تا خِش به دیم، سی به جنافه هیوسْ

یکواری شِنِهْ دِلْ‌رِهْ هِدامه تِه دَسْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

دوست را با کرشمه و ناز و چشم خمارین در کنار خود دیدم / به گونه‌ی شیر نری دیدم که بر روی تخت نشسته باشد در درون گاهواره، او را چون سرو خوابیده دیدم /‌ای چهارده معصوم! دل خود را از دست دادم به کنار هر چشم دوست، شصت بوسه رواست / و پنجاه بوسه بایستی به ابروی چاچی کمان او هدیه کرد [ای دوست!] سی بوسه از رخسار و سی بوسه از زنخدان هوس دارم! [زیرا] یک‌باره دلم را برای تو از دست داده‌ام