نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

قلندر صفت دَوِسْمِهْ شه تنْ‌رِهْ پُوسْ

مِجْمِهْ دَرْ به دَرْ گمّه حق اللّهِ دوسْ

اگر که منه حال‌ره بَدوُنی مه دُوسْ،

دِباله مِنِهْ سَرْینْ، دُو آجِهْ مه پُوسْ

پَرِسْتِشْ کِنی دَیْر و زنّار و ناقوسْ

بهتر که گرُوه خِرقِهْ پوشِ سٰالُوسْ

مِرِهْ میسّرْ گر بَووّه دُوستِْ پابوسْ

اونْ بهترْ که دارمْ گَنْجِ دٰاقِیٰانِوسْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مانند قلندر، بدن خود را با پوست پوشانده‌ام / در به در گدایی می‌کنم و می‌گویم: «حق الله دوست» اگر که دوست حال و وضعم را بداند، / دو بازویم متکای من و پوست بدنم روی‌انداز من است اگر دیر و زنّار و ناقوس را بپرستی / بهتر است تا که گروه خرقه‌پوش سالوس را اگر پای‌بوسی دوست برایم میسر شود / بهتر از آن است که صاحب گنج دقیانوس شوم