نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

چَنگی که نه شه چنگ ره نَواوَرِهْ چنگْ

از شِرم زِهره، سَرْ بزنه هزار چنگْ

نوازِننْ هرگه که دَرْ اَیْرِهْ آهنگْ

پَروین فَلِکْ هَمْ به تو آرْنه آهنگْ

تا ماهُ و خُور و فلکْ روشنْ کِنِنْ چنگْ

رامش‌گر تنه چنگْ‌رِهْ نَوابَرِهْ چنگْ

تا سُهیلْ به کویِ یمن آوره رنگْ

ته دولتْ اَندی بوکه کَیْهوُنْ کِنِهْ وَنْگْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

چنگ‌زن که چنگ خود را به نوایی ننوازد / از شرمساری زهره، هزار چنگ بر سر خود می‌زند می‌نوازند آن‌گاه که صدا درآید (اثر بگذارد) / پروین فلک هم با تو هم‌آهنگی (هم‌نوازی) می‌کند تا ماه و خورشید و فلک، چنگ خود را روشن کنند / رامش‌گر، چنگ تو را به نوایی می‌پردازد (می‌نوازد) تا سهیل، دیار یمن را منوّر و رنگین سازد / دولت تو آن‌قدر طولانی شود که کیهان، آوازه‌ی آن‌را آگاهی دهد