نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

رامْ بَوییهْ آهو که مه جٰا کِرْدِهْ رَمْ

رَمْ خردِهْ آهورِهْ، چُونْ بَئیرهْ آدِمْ؟

اگر که فلک یاری کِنِهْ یکی دَمْ،

اَزخِمِّ کَمِنْ، دوُست‌رِهْ بیُورمْ شه چَمْ

تا که سِخِنِ آدِمْ بَشْنُؤئه آدِمْ

نَبٰادٰا مِرِهْ شه نظرْ هٰا کِنی کَمْ

تا که قطره‌یِ اُو به دریو نُوزنّه نَمْ

حَیفْ بُو که تنه نظرْ مه جا بَوِّهْ کَمْ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

آهویی که از من رمیده بود رام شد / آدمی آهوی رمیده را چگونه به چنگ می‌آورد؟ اگر که فلک یک دم یاری کند / دوست را با خمّ کمند به‌سوی خود می‌آورم (می‌کشم) تا آن‌زمان که آدم سخن آدم را می‌شنود / مبادا مرا از نظر کم کنی! تا که قطره‌ای آب در دریا نم می‌زند / ستم است که نظر خود را از من بکاهی