شمارهٔ ۹۶ امیر پازواری
سیم و زَرْرِهْ وارِنْ به چَلِ چَمُو چُونْ
وَهْمِنْ دستْ درازی هَکِرْدِهْ به ایروُنْ
زرّینْ سپر، دیمه بَزِه تا به سامونْ
چنونکه جوی ویهاره ماهِ تابُونْ
ای رویِ مییونْ چادرْ بزونه ایرونْ
خرگاه بَزِهْ هر گوشه هزارْ دلیروُنْ
ای که اُزبکْ شه تیغْرِهْ درآرِه کٰالُونْ
تا وَهْمنْ نییِهْ، اوُ نَوِرِهْ به تالُونْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
از چرخ چموش، سیم و زر فرو میریزد / بهمن به کشور ایران دست درازی کرده است خورشید را دیدم، که تا سامان (مرز ایران) تابیده است / چنانکه جویبار موسم بهار را، ماه تابان بتابد باز که ازبک تیغ از نیام خویش بدر آورد / تا بهمن، آبرود را به تاراج و یغما نبرد ازبک تیغ از نیام درمیآورد و اوضاع را پریشان میکند.