نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

امیر گنه: سینه لَهَبْ دارمه بارونْ!

مَیْلِ شربتِ دوستِ لَبْ دارمه یارونْ!

راهِ سببْ‌سازی، سببْ دارمه یارونْ!

دستْ بئیته دوستْ‌ره طلبْ دارمه یارونْ!

کس نداره این‌حالْ که شَبْ دارمه یارونْ!

سوزمِّهْ تنه تَشْ و تَبْ دارمه یارونْ!

منْ که ساغِر می‌طلبْ دارمه یارونْ!

خونابه به دِلْ تا به لبْ دارمه یارونْ!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: سینه‌ی سوزان دارم‌ای یاران! / میل شربت لب دوست دارم،‌ای یاران! ‌ای یاران برای برقراری پیوند گسسته‌ی دوست، وسیله‌ای دارم که دست‌آویزی است برای آشتی و به‌هم رسیدن. کسی حال مرا ندارد (نداشته باشد) که من در شب دارم،‌ای یاران! / از آتش عشق تو می‌سوزم و تب دارم‌ای یاران! من که خواهان ساغر می‌هستم،‌ای یاران! / خونابه به دل تا به لب دارم،‌ای یاران!