نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد

چندی از کوی تو رفع دردسر خواهیم کرد

جای نان اندر بغل خواهیم لخت دل نهاد

جای آب اندر سبو خون جگر خواهیم کرد

هر کجا سنگی به دست افتد بدل خواهیم کوفت

هر کجا خاکی بچشم آید به سر خواهیم کرد

بی تو گر روزی به صد حسرت به سر خواهیم برد

خلق را بیدار از آه بی اثر خواهیم کرد

گر به گلشن بی گل رویت قدم خواهم نهاد

در چمن بی قد سروت گر گذر خواهیم کرد

همچو بلبل ناله در هر گام برخواهیم داشت

همچو قمری نوحه ای هر لحظه سر خواهیم کرد

اینقدر زین غصه خاک غم بر سر خواهیم ریخت

کز ته آن سر به روز محشر برخواهیم کرد

از فغان هر کس که منع ما کند بی او رفیق

ما به رغمش بیشتر از پیشتر خواهیم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و رابطه‌های پیچیده عاطفی صحبت می‌کند. شاعر از ناپایداری پیمان‌ها و عهدها در عشق سخن می‌گوید و حسرت دل‌باختگی را بیان می‌کند. او به تأمل در زیبایی و شگفتی‌های عشق می‌پردازد و از درد فراق و دوری می‌گوید. دلش به طرف معشوقی می‌تپد که ممکن است هر لحظه این پیوند را بشکند. شاعر همچنین به تأثیر عشق بر زندگی و آروزها اشاره دارد و این‌که چگونه گاهی برای وجود محبوب به جان خود می‌زند. در نهایت، تاکید بر غم و خوشی‌های موقتی در روابط عاشقانه و تناقضات آن‌ها است.