شمارهٔ ۱۱۲ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
گویم اگر بجز تو زبانم بریده باد
گر جز به دام زلف تو گیرد دلم قرار
از دام جسم طایر روحم پریده باد
بندم اگر به دلبر دیگر بجز تو دل
خون دلم تمام ز مژگان چکیده باد
در سجده گر به پیش بتی جز تو خم شوم
در زیر بار هجر تو قدم خمیده باد
گر دامنت ز کف بگذارم به زندگی
از دست مرگ حبیب حیاتم دریده باد
باشد اگر نه خرمیش از غمت دلم
از خرمی رمیده به غم آرمیده باد
پوشم ز سیب غبغب او چشم اگر رفیق
چون نار دل مرا به کف غم کفیده باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربه فراق و تنهایی است. شاعر از یک رابطه عاطفی صحبت میکند که تنها او به آن تعلق دارد و دیگران نمیتوانند آن را درک کنند. او خود را شبیه سایهای میبیند که همیشه در کنار محبوبش بوده، اما حالا محبوب او به بیگانگان توجه کرده است. شاعر از درد و رنج ناشی از این جدایی سخن میگوید و احساس میکند که تنها کسی است که این درد را میکشد، در حالی که دیگران نمیتوانند به او کمک کنند. در نهایت، او با حسرتی عمیق از بی وفایی محبوبش یاد میکند و از بیخبری دیگران درباره وضعیت خود مینالد.