نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد

سهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد

مانع ای ابر کرم چیست که از رشحه ی تو

قطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد

ارتو نسبت به من آن جور که باشد همه وقت

به ز لطفی که نباشد گه و گاهی باشد

ایخوش آن خسته که چون بر سرش آئی او را

قوه ناله نه و قدرت آهی باشد

تو که چشمت نگران نیست به راهی چه غمت

که به راهت نگران چشم به راهی باشد

گفتی آن دم که نباشی کنمت یاد رفیق

آندم این حرف بیاد تو الهی باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان دشواری‌ها و رنج‌هایی می‌پردازد که عاشقان باید تحمل کنند. او می‌گوید برای عشق و دیدار محبوب باید سختی‌ها و جفای دیگران را تحمل کرد. عاشق باید در کنار درد فراق و بی‌مهری‌ها، برای رسیدن به معشوق و عزت خود، صبر و تحمل را پیشه کند. شاعر با تأکید بر زحمات و رنج‌های عاشقانه، به این نکته اشاره می‌کند که عشق و جنون همیشه با چالش‌های خود همراه است و هر عاشق باید آماده پذیرش این رنج‌ها باشد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که در عشق، باید با صبر و استقامت، سختی‌ها را تحمل کرد.