شمارهٔ ۱۷۰ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
رخ زیبای تو نیکو قد رعنای تو خوش
سرو خوش باشد و گل لیک نباشد گل و سرو
چون رخ دلکش و چون قد دلارای تو خوش
نیست رخسار گلی چون گل رخسار تو خوب
نیست سیمای مهی چون مه سیمای تو خوش
خوش کن از وصل دل غیر که باشد دل من
به تمنای تو خرم بتولای تو خوش
دایم از شادی ایام دلش ناخوش بود
آنکه روزی دل او بود به غمهای تو خوش
تا گرفتی به دلم جای خوشست از تو دلم
ای غم عشق بود تا به ابد جای تو خوش
شود امروز خوش از لطف تو گر روز رفیق
شود امروز تو یارب خوش و فردای تو خوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی احساسات و عشق را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که هر کاری در زندگی زمانی خوشایند است که عشق و دوستی در آن وجود داشته باشد. او از روزهای خوش و خرمی سخن میگوید که با وجود دوستی و یاری یکدیگر رقم میزنند. دلش به امید وصال و عشق خوش است و آرزومند است که وعدههایی از طرف معشوق بشنود تا بتواند روزگار خود را با امید و خوشحالی بگذرانند. او همچنین به نصیحتکنندگان میگوید که به کار خود مشغول شوند و به او و دوستانش در عشق کمک نکنند. در نهایت، دلش به یاد وصال محبوب است و انتظار آن را میکشد.