نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۶ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم

شود هر بار افزون عشقم و خواهم همان بینم

به جان و دل شود افزون مرا مهر تو گر صد ره

به سویت هر زمان آیم به رویت هر زمان بینم

خوشا روزی که این جان و دل محزون غمگین را

به رخسار تو خوش یابم به رویت شادمان بینم

خیال قد و رویت در دل و در دیده تا باشد

نه سرو بوستان خواهم نه ماه آسمان بینم

چه غم گر پیر گشتم از غم دوران که از پیری

گذارم در جوانی رو چو روی آن جوان بینم

به حال مردنم در پرده تا رویت نهان دیدم

ندانم چون شود حالم اگر رویت عیان بینم

رفیق از کینهٔ دوران چه باک و کینهٔ خصمم

به خود گر آن مه نامهربان را مهربان بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوه عاشقانه است. شاعر در حسرت دیدار معشوق خود به سر می‌برد و از دوری او به شدت رنج می‌کشد. وی از هجران غمگینی می‌گوید که روزگارش را تیره و تار کرده و خواستار بازگشت معشوق است. شاعر از احساس تنهایی و بی‌اعتباری در چشم مردم به خاطر جدایی سخن می‌گوید و آرزو دارد که همیشه در کنار راه معشوق بنشیند. او از اشک‌ها و درد دلش می‌نالد و حتی حاضر است جان خود را برای دیدار معشوق فدای کند. در نهایت، او در دلش آتشی پنهان دارد که نشان‌دهندهٔ عشق عمیقش به یارش است.