شمارهٔ ۱۹۴ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
ندارد قدر جان در راه جانانی که من دارم
دلم پردرد و جانم پرغم و چشمم بود پرخون
ندارد هیچ کس در عشق سامانی که من دارم
ببین ای پاکدامن گل که از خون جگر تا کی
چسان آلوده شد آلوده دامانی که من دارم
پشیمان گردد از عشق تو مشکل با چنین خوبی
ولی از مهر خوبان ناپشیمانی که من دارم
شود سرو چمن شرمنده زان قامت اگر آید
خرامان در چمن سرو خرامانی که من دارم
رفیق از ناله کی منع من رسوا کند ناصح
اگر آگه شود از درد پنهانی که من دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به درد و عشق اشاره دارد. شاعر از اشک و داغ دل خود سخن میگوید و به تجربهاش از عشق پرداخته است. او بیان میکند که عشق او نه تنها عذابآور است، بلکه میتواند زندگیبخش باشد. شاعر به زیبایی معشوقه پرداخته و با اشاره به جوانی و پیری، به تغییرات احساسات در طول زمان اشاره میکند. او همچنین نشان میدهد که چگونه در انتظار معشوق خود است و به محافظت از عشق خود اهمیت میدهد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر بیصدا باشد، وجود یار او چیزی برای غم خوردن باقی نمیگذارد.