شمارهٔ ۱۹۸ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
چو با دیگری بینمت چون نگریم
از آن ماه بی مهر گریم وگرنه
ز بی مهری دور گردون نگریم
نبینم به روی گلی در گلستان
که بر یاد آن روی گلگون نگریم
نبینم به سروی که بر یاد قدت
به صد حسرت ای سرو موزون نگریم
نباشد شبی نیست روزی که بی تو
به صحرا ننالم به هامون نگریم
به خلوت ز غم گریم و تا رقیبان
ز شادی نخندند، بیرون نگریم
همه کس رفیق از غمش گرید و کس
نگرید که من از وی افزون نگریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به پاکی و طهارت خود اشاره میکند و میگوید که از خاک بهشتی و آب کوثر است. او تصریح میکند که هیچ چیز به اندازه میخانه و شراب خوشایند نیست. گرچه وقتی ساغر و مینا خالی میشوند، به یاد شراب ناب است. او از تنهایی و غم دوری معشوقش حرف میزند و خود را شبیه پرندهای میداند که بدون بال است. شاعر خبر از دلتنگی و غم فراوانش دارد و در عین حال به یاد دوستی که از او دور شده، به عشق و خاطراتش اشاره میکند و میگوید که هرچند دوست از او پنهان شده، اما هرگز از یادش نرفته است.