شمارهٔ ۲ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را
که شاهانند آنجا بنده کمتر پاسبانی را
گدای بی زر و سیمم که با خود یار می خواهم
شه سیمین رکابی خسرو زرین عنانی را
به پیری بر جوانی عاشقم کز عاشقان دارد
چو من هر گوشه پیری را چو خود هر نوجوانی را
نچیدم میوه ای از باغ وصل او چو من هرگز
نشد بی حاصلی حاصل ز باغی باغبانی را
نشان سازد دل و جان منش هر جا فلک بیند
بت مژگان خدنگی دلبر ابرو کمانی را
وفا می ورزم و بیداد می بینم به امیدی
که روزی مهربان بینم بخود نامهربانی را
نمی پرسد نشان و نام من آن مه رفیق اما
که می پرسد نشان و نام بی نام و نشانی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود درباره عشق و سجده در برابر محبوب اشاره میکند. او از مقام و جایگاه شاهان صحبت میکند که در آنجا بندهای با پاسبانی کمتری وجود ندارد. شاعر خود را گدای بیپول میداند که به دنبال یار است و از عشق به جوانی و پیری سخن میگوید. او تجربهای از وصال محبوبش ندارد و در پی حاصلی از باغ عشق است. شاعر به ناپایداری روابط و عدم شناخت محبوب از او پرداخته و در نهایت، به امید دیدار مهربانی از محبوب خود سخن میگوید. در کل، شعر بیانگر احساس تنهایی، longing و امید به عشق است.