نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۳ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من

کنار من پر از خون شد چو رفتی از کنار من

ندارد جز بر وصل و نیارد جز بر حرمان

نهال آرزوی غیر و نخل انتظار من

قد سرو و عذار گل چه خوش بودی اگر بودی

چو قد سرو قد من چو روی گلعذار من

سگ او تا شدم تا از سگان کوی او گشتم

فزون گردید قدر من شد افزون اعتبار من

شدم مستغنی از باغ و بهار و سرو و گل تا شد

سر کوی تو باغ من گل رویت بهار من

نه تار و تیره از خال و خط دیگر بتان ای بت

بود این روزهای تیره این شب‌های تار من

که از زلف پریشان تو و خط سیاه تو

پریشان گشت روز من سیه شد روزگار من

بود شغلی و کاری هر کسی را و رفیق اما

ثنای تست شغل من دعای تست کار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل شامل احساسات شدید شاعر نسبت به معشوق است. او از مهر و وفای خود سخن می‌گوید و ابراز می‌کند که چقدر به معشوق وابسته است. شاعر می‌گوید که اگرچه جفاهای معشوق را تجربه کرده، اما باز هم او را پرستش می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که به حال او اندکی رحمت کند و به داغ هجران و درد فقدان او توجهی داشته باشد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هیچ کس جز سایه‌اش در این وادی برایش باقی نمانده است و همه دردها و رنج‌هایش تنها به خاطر معشوقان است.