شمارهٔ ۲۵۴ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
بقدر مهر من بر من کند گر جور وای من
پرستم گر بتی جز تو بت دیرآشنای من
خدای من تویی ای بت تویی ای بت خدای من
ندیده پیشتر نشنیده افزون تر کسی هرگز
جفایی از جفای تو وفایی از وفای من
بکش زارم میندیش از هلاک من که می باشد
جز این نه مطلب من غیر از این نه مدعای من
به خونم چون کشی سویم نگاهی کن که در محشر
بهای خون نخواهم از تو، بس این خونبهای من
بدرد هجر جانان چند [و] تا کی مبتلا باشم
به جان خود که رحمی کن به جان مبتلای من
برای داغ و دردت مرهم و درمان نمی خواهم
که داغت مرهم من باشد و دردت دوای من
رفیق آن مانده واپس از رفیقانم در این وادی
که غیر از سایهٔ من کس نباشد در فقای من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار دربارهی تغییرات احساسی و رابطههاست. شاعر از ناکامیها و جداییها سخن میگوید و امیدوار است که معشوق در نهایت مهربان و آرامشبخش خواهد شد. دل و جان شاعر از غم آزاد خواهد شد و در مقابل خیانت و بدگمانی دیگران، وفای معشوق باعث شادی او خواهد شد. در نتیجه، ممکن است در نهایت رابطهای عاشقانه شکل گیرد یا به خصومت ختم شود. شاعر همچنین به روشن شدن وضعیتش در مواجهه با رقبایش اشاره میکند.