شمارهٔ ۲۶۱ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
ناتوانند از فراق او بسی پیر و جوان
با چنین رخسار زیبا و قد رعنا اگر
در چمن گردد اگر یک روز آن سرو روان
از رخش هم گل شود شرمنده و هم نسترن
وز قدش هم سرو گردد منفعل هم ارغوان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و حسن اشاره میکند و آن را عاملی برای جذب دلها میداند. او میگوید که حسن در شهر مشهور است و تمامی زیباییها در مقایسه با او کمتر به نظر میرسند. حسن به قدری زیباست که حتی خطش نیز زیبایی خاصی دارد. شاعر زیباییهای طبیعی مانند گلها را نیز به حسن نسبت میدهد و میگوید که اگر کسی به سمت حسن بیاید، بقیه زیباییها را تحتالشعاع قرار میدهد. در نهایت، او بیان میکند که حتی اگر از حسن جدا شود، باز هم وجود او در دلش باقی خواهد ماند و او خود را به حسن وابسته میداند.