نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

دل نه همین می برد از من حسن

شهره شهر است بهر فن حسن

احسن وجهند بتان از بتان

هست به وجه حسن احسن حسن

در صفت خط حسن نازلست

انبته الله نباتاً حسن

گل همه تن گوش شود گر بباغ

لب بگشاید پی گفتن حسن

پست نماید به نظر قد سرو

گر بخرامد سوی گلشن حسن

حسن حسن جلوه کند گر چنین

دل برد از شیخ و برهمن حسن

دامنم آلوده تر از غیر نیست

می کشد از من ز چه دامن حسن

من به حسن دوستم اما رفیق

دوست نمی داند و دشمن حسن

گر نه چنان بود باین عشق و حسن

من ز حسن بودم و از من حسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی عشق و محبت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که فعالیتی بهتر از عشق وجود ندارد. او از معشوق می‌خواهد که در عدالت و محبت رفتار کند و بر گدای ناتوان رحم کند. همچنین به یاد بزرگان تاریخ اشاره می‌کند و از اهمیت یادگیری از آن‌ها و انتقال پندهای خوب به نسل‌های بعدی صحبت می‌کند. به‌طورکلی، پیام شعر دعوت به محبت، عدالت و یادگیری از آموزه‌های بزرگ است.