نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی

بیش‌ها گفتی و کم‌ها کردی

سست‌تر از همه آن عهدی بود

که مؤکد به قسم‌ها کردی

رفتی افزودی الم بر المم

آمدی رفع الم‌ها کردی

ای غم عشق که چشمت مرساد

فارغم از همه غم‌ها کردی

بخت و طالع به منت کرد بخیل

ورنه با غیر کرم‌ها کردی

بر صنمخانه گذر کردی چون

به دل سنگ صنم‌ها کردی (؟)

بعد کشتن چه بود سود رفیق

گیرم اظهار ندم‌ها کردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به قدرت و جذبه‌ای بی‌نظیر اشاره می‌کند که در جذب دل‌ها دارد. او می‌گوید که هیچ‌کس به اندازه او در به دست آوردن دل‌ها توانمند نیست. دل و جان او در حال ناله و فریاد است و به مساجد می‌رود، چرا که انتظار یاری و دوستی را دارد. شاعر از نیاز به دوستی مهربان صحبت می‌کند که در لحظات سخت او را پشتیبانی کند. همچنین به آرزوی خود اشاره می‌کند که به محقق شدن خواسته‌ها کمک کند. او خود را به عنوان صید ضعیفی توصیف می‌کند که در چنگ عشق است و در نهایت، به رابطه‌اش با دوستان اشاره می‌کند و می‌گوید که کم‌توجهی نمی‌تواند بر عُمق محبت او تأثیر بگذارد.