نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بعد عمری کاری پسر می بینمت

همچو عمری در گذر می بینمت

چون ترا با غیر بینم؟ من که رشک

می برم گر با پدر می بینمت

هست شوق دیدنم هر لحظه بیش

گرچه هر دم بیشتر می بینمت

حسرت یکبار نا دیدن بجاست

گرچه صد بار دگر می بینمت

بسکه شوق دیدنت دارم یکی است

گر نمی بینم و گر می بینمت

خوشتر از سرو و سمن می یابمت

بهتر از شمس و قمر می بینمت

روزت آنجا گر نمی بینم رفیق

شب در آن کو تا سحر می بینمت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از شوق و حسرت دیدار یک پسر صحبت می‌کند که پس از مدت‌ها او را می‌بیند. او احساس می‌کند هر بار که پسر را می‌بیند، شوق و محبتش بیشتر می‌شود، اما حسرت یک‌بار نادیدنش نیز وجود دارد. شاعر به زیبایی پسرش اشاره کرده و او را از همه چیز بهتر می‌داند. در نهایت، بیان می‌کند که حتی اگر روزها او را نبیند، در شب‌ها همچنان او را در خواب می‌بیند.