شمارهٔ ۳۶ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به من هر کار آن پرکار کرده است
ز کار آموزی - اغیار - کرده است
نه کارم بود عشق و این عجب نیست
که عشق این کارها بسیار کرده است
چنین آتش به جان از آتش عشق
مرا آن آتشین رخسار کرده است
به چشم تر بنازم کان گل اشک
سر کوی ترا گلزار کرده است
مکش دامن ز من ای گل که هر کو
ترا گل کرده ما را خار کرده است
خضر را حسرت لب تشنگانت
ز آب زندگی بیزار کرده است
به کویش توبه کن زاهد که عمریست
رفیق از توبه استغفار کرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از تاثیرات عشق و اشتغال به آن میگوید. او بیان میکند که کار عشق بخشی از زندگیاش بوده است، هرچند که این کارها از او نبودهاند. عشق، با آتش خود، جان او را میسوزاند و او را تحت تاثیر قرار داده است. شاعر همچنین به زیبایی و اشکهایش اشاره میکند که ناشی از عشق به معشوق است. او از معشوق میخواهد که از او فاصله نگیرد، زیرا فاصله با او، او را به زخم و خار دچار کرده است. در نهایت، شاعر به زاهدان توصیه میکند که از توبه و استغفار خودداری نکرده و به عشق روی آورند، زیرا عشق بهترین رفیق انسان است.