نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دیدن آن سرو نازم آرزوست

دیده ام صد بار و بازم آرزوست

قد او را گفته ام عمر دراز

از خدا عمر درازم آرزوست

پیش شمع روی او پروانه وار

عمرها سوز و گدازم آرزوست

هست نازم آرزو زان نازنین

پیش ناز او نیازم آرزوست

پیش آن محراب ابر روز و شب

گه نماز و گه نیازم آرزوست

دشمنند این دوستان با من رفیق

زین رفیقان احترازم آرزوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و وفا است. شاعر از ارتباط عمیق خود با معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که محبت او برایش الهام‌بخش و جفاهای او بخشی از واقعیت زندگی‌اش است. اگرچه عشق و غم در زندگیش intertwined هستند، اما این غم به او صبر و تسلی می‌بخشد. شاعر احساس می‌کند که شادی‌اش در غم معشوقش نهفته است و تنها کسی که از درونش خبردار است، معشوقش است؛ درست مانند شمعی که در دلش روشنی می‌بخشد. در نهایت، غیبت روی معشوق را مربوط به تیره شدن روزگارش می‌داند.