نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به من یارم سر یاری ندارد

سر یاری و دلداری ندارد

شب مستی کشد بی جرمم اما

خبر از روز هشیاری ندارد

چو دیدم اولش گفتم که دارد

وفاکاری، جفا آری ندارد

مجو کام دل خود زان دلازار

که کاری جز جفاکاری ندارد

ندانستم که دارد آن جفاکار

جفاکاری وفاداری ندارد

وفاداری چه داری از کسی چشم

که کاری جز جفاکاری ندارد

رفیق از بسکه محو اوست چشمم

خبر از خواب و بیداری ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس غم و تنهایی شاعر است. او به این نکته اشاره می‌کند که غم او تنها و بی‌جا است و کسی به حال او توجهی ندارد. شاعر از عشق و بی‌وفایی معشوق می‌گوید که ظاهراً در زندگی‌اش هیچ ارزشی ندارد. او همچنین به دیوانگی و احساسات شدید خود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که دیگران از درد او بی‌خبرند. به طور کلی، این شعر حسرت، اندوه و ناامیدی شاعر را نسبت به عشق و روابط انسانی انتقال می‌دهد.