نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

والا نصیر ملت و دین میرزا نصیر

ای از جبین سترده همی نقش گردپا

زین پیش در رهی که گهی پا گذاشتی

صرصر به سرعتش نرسیدی به گردپا

برخاستن کنون نتوانم ز جا ز ضعف

دستم به قوت ار نشود پای مرد پا

پائی به پیش می نهم و پائی از عقب

جنگ و گریز می کنم اندر نبرد پا

گامی به کام دل نزنم بعد ازین چنین

ماند گرم زره فرس رهنورد پا

لطفی نما و باز رهانم ز دست درد

زین بیش دردسر ندهم تا ز درد پا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حال و وضعیت میرزا نصیر است که به عنوان نصیر ملت و دین توصیف می‌شود. او از ضعف و ناتوانی خود در برآمدن از جای خود سخن می‌گوید و احساس می‌کند که دیگر نمی‌تواند به جلو برود. در راهی که پیش رو دارد، با مشکلات و چالش‌هایی مواجه است که او را محدود کرده‌اند. نصیر از درد و رنج خود می‌گوید و درخواست کمک و رهایی از این دردها را دارد. در نهایت، او آرزو می‌کند که دیگر با این مسائل دست و پنجه نرم نکند و از بار دردها آزاد شود.