شمارهٔ ۵ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در صفاهان که ساحت پاکش
خوشترین بقعهٔ جهان آمد
تا چهل سال با نهایت فقر
عرض خود را نگاهبان آمد
با بد و نیک کرد آمد و رفت
وین چنین رفت و آن چنان آمد
که نه در دیده ای سبک گردید
که نه بر خاطری گران آمد
که نگفته به هیچ خانه شتافت
که نخوانده به هیچ خوان آمد
لیک از شیوه هیچ سود نکرد
کش زیان بر سر زیان آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شرح زندگی شخصی در اصفهان میپردازد که با وجود فقر و مشکلات بسیار، همواره در تلاش و کوشش بوده است. او به خوبی و بدیهای زندگی خود اذعان دارد و با وجود آمدن و رفتنهای متعددی که داشته، هیچگاه از خود غافل نشده و همواره با عزت نفس رفتار کرده است. برخلاف تلاشهایش، به نظر میرسد که نصیبی از سود نبرده و همواره با ضررها مواجه شده است.