سایه آرمیده رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لاله داغدیده را مانم
کشت آفت رسیده را مانم
دست تقدیر از تو دورم کرد
گل از شاخ چیده را مانم
نتوان بر گرفتنم از خاک
اشک از رخ چکیده را مانم
پیش خوبانم اعتباری نیست
جنس ارزان خریده را مانم
برق آفت در انتظار من است
سبزه نو دمیده را مانم
تو غزال رمیده را مانی
من کمان خمیده را مانم
به من افتادگی صفا بخشید
سایه آرمیده را مانم
در نهادم سیاهکاری نیست
پرتو افشان سپیده را مانم
گفتمش ای پری که را مانی؟
گفت : بخت رمیده را مانم
دلم از داغ او گداخت رهی
لاله داغدیده را مانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل، خود را به لالهای داغدیده تشبیه میکند که مورد آسیب و آفت قرار گرفته است. او احساس میکند که تقدیر او را از معشوقش دور کرده و دردی عمیق از جدایی را تحمل میکند. همچنین، یادآوری میکند که دیگران به او اهمیتی نمیدهند و او را مانند کالایی بیارزش میدانند. نشانههایی از امید به بهبود و رویش دوباره نیز در اشعارش دیده میشود. در نهایت، شاعر از دلتنگی و سوختن در حسرت یاد میکند و به این نتیجه میرسد که او همواره در حال تحمل درد جدایی و غم است.