نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

نازک‌اندام رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز جام آینه‌گون پرتو شراب دمید

خیال خواب چه داری؟ که آفتاب دمید

درون اشک من افتاد نقش اندامش

به خنده گفت: که نیلوفری ز آب دمید

ز جامه گشت پدیدار گوی سینه او

ستاره‌ای ز گریبان ماهتاب دمید

کشید دانه امید ما سری از خاک

که برق خنده‌زنان از دل سحاب دمید

به باد رفت امیدی که داشتم از خلق

فریب بود فروغی که از سراب دمید

غبار تربت ما بوی گل دهد گویی

که جای لاله ازین خاک مشک ناب دمید

رهی چو برق شتابنده خنده‌ای زد و رفت

دمی نماند چو نوری که از شهاب دمید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با تصاویری زیبا و خیال‌انگیز، به موضوعاتی چون عشق، امید و فریب می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شراب، آفتاب، نیلوفر و ستاره، احساسات و تجربیات خود را به تصویر می‌کشد. او به نقش عشق و امید در زندگی اشاره می‌کند، اما در عین حال از فریب و ناامیدی نیز سخن می‌گوید. پایان شعر به سرعت گذر زمان و زودگذری خوشی‌ها اشاره دارد، که به شهاب‌واره‌ای که می‌گذرد، تعبیر می‌شود. به‌طور کلی، این اثر نشان‌دهنده تضاد بین زیبایی و اندوه در زندگی است.